سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

447

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

على ( ع ) مىفرمود : « اسلحهء فرومايگان سخنان نارواست » . ( 1 ) ابو نعيم به نقل از محمد بن احمد بن حسن و او از محمد بن عثمان بن ابى شيبه ، از قول پدرش از أبو بكر بن عبّاس به نقل از سعد اسكاف ، از محمد بن على ( ع ) نقل كرده مىگويد : « به خدا سوگند مرگ دانشمند براى ابليس دوست‌داشتنىتر است از مرگ هفتاد عابد » . ( 2 ) افراد زيادى از عبد الوهّاب حافظ به نقل از عبد المبارك بن عبد الجبّار و او از على بن احمد ملطى از قول احمد بن محمد بن يوسف از ابن صفوان از قول أبو بكر قرشى به نقل از ابراهيم بن راشد و او از بشر بن حجر شامى از مروان بن معاويه از قول خالد بن ابى الهيثم از محمد بن على ( ع ) نقل كرده ، مىگويد : « هيچ چشمى غرق در اشك نشد مگر اين كه خداوند صاحبش را بر آتش دوزخ حرام كرد ، و اگر اشكش بر دو گونه‌اش جارى شد بر آن چهره غبار فقر و ذلت و خوارى روز قيامت ننشيند و هيچ چيزى نيست مگر پاداشى دارد جز اشك چشم كه بدان وسيله خداوند درياهاى خطا را مىبخشد و اگر فردى در ميان امّتى ( از خوف خدا ) اشكى بريزد خداوند آتش دوزخ را بر آن امّت حرام گرداند » . ( 3 ) همين مضمون را در حديث مرفوعى تا رسول خدا ( ص ) نقل كرده‌اند ، و ابو نعيم از احمد بن محمد بن قاسم و او از محمد بن دريد از قول رياشى و او از اصمعى نقل كرده ، مىگويد : محمد بن على ( ع ) به پسرش فرمود : « پسرم زنهار از تنبلى و بىقرارى زيرا كه تنبلى و بىقرارى كليد هر شر است چون اگر تنبلى كنى ، هيچ حقى را ادا نمىكنى و اگر بىتابى كنى ، در پاى حق استوار نخواهى بود » . ( 4 ) ابو نعيم در حليه مىگويد : از محمد بن على راجع به آرايش شمشير پرسيدند ، فرمود : « جايز است زيرا كه صحابه شمشيرهايشان را آرايش مىكردند » . ( 5 ) قرشى به اسنادى كه اندكى پيش نقل شد از محمد بن حسين و او از عبد اللّه بن اسحاق از علاء بن ميمون به نقل از افلح غلام محمد بن على روايت كرده مىگويد : با مولايم به قصد اعلام حج بيرون رفتيم ، همين كه وارد مسجد الحرام شد ، نگاهى به خانهء كعبه كرد ، با صداى بلند گريه كرد ، عرض كردم : پدر و مادرم فدايت باد مردم به شما نگاه مىكنند اگر صدايتان را كمتر مىكرديد بهتر بود ! گريه كرد و فرمود : « واى بر تو چرا گريه نكنم شايد خداوند با نظر رحمتش به من نگاه كند و من بدان وسيله به رستگارى در پيشگاه او برسم » سپس در اطراف